تبریک سال نو
شادباش پیشاپیش و بسیار به بهانه نو شدن سال و ماه و روزگار.
----------------------------
مایه شادمانی است اگر احیاناً در نیمه دوم تعطیلات فرصتی یافتید، گذارتان افتاد و خواستید مهمان ما باشید.
الف. تنها
شادباش پیشاپیش و بسیار به بهانه نو شدن سال و ماه و روزگار.
----------------------------
مایه شادمانی است اگر احیاناً در نیمه دوم تعطیلات فرصتی یافتید، گذارتان افتاد و خواستید مهمان ما باشید.
الف. تنها
ظاهراً مسئله چندان مهمی نیست، در نهایت این است که بگوییم فرهنگ زندگی جمعی در ایران خوب پرورش نیافته یا توصیهای اخلاقی مطرح کنیم مبنی بر اینکه: آشغال ریختن ممنوع!
اما به گمانم موضوع بسیار عمیقتر است، و شاید حتی راه حلی را برای جامعه ما در بر داشته باشد...
الف. تنها
ساعت دو نیمه شب است و بعلت نامعلوم همیشگی بیخواب شده ام. بقیه خوابند، چراغها هم خاموش است. بفکرم میرسد که بلند شوم و یک کتاب پیدا کنم و بخوانم. چراغ مطالعه ام را که از مترو خریدهام و شبیه وال –ئی است برمیدارم.
هتاو
با توجه به مطلب الف تنها در خصوص بحث های شب یلدا بر خود دیدم تا مطالبی را عرض کنم. به نظر من مطلب الف تنهای عزیز بیشتر شبیه یک توجیه فلسفی است و نمیدانم دفاع از چه چیزی. که اصلا موضوع و مناقشه اصلی( که در ادامه به آن خواهم پرداخت) بر سر چیز دیگریست و مطلب الف تنها پیچاندن آن و فرار از مسئله اصلی است.
نقطه سرخط
ابتدا قصد داشتم این مطالب را در قالب نظر بنویسم اما به نظرم آمد اهمیت موضوع بسیار مهمتر از حاشیهنویسی است، به همین دلیل مطلبی جداگانه را ترجیح دادم، به شخصه منتظر خواندن نظرات و مطالب بعدی در این زمینه هستم تا گفتگو همچنان ادامه یابد.
مقدمه و حاشیه:
1. ابتدا باید از آسیه هم بابت زحماتش تشکری کنم چون وقتی دوباره به مطلب خودم نگاهی انداختم دیدم که ناخودآگاه تشکر از ایشان را از قلم انداختهام، امیدوارم عذرخواهی مرا بپذیرند. و البته این که این مطلب را در همین ابتدای این نوشته میآورم دلیلش این است که میخواهم بر حرف هتاو کاملاً صحه بگذارم که تفاوت در رفتار و باورهای ما امری است جدی، که گاه بخشی از آن ناخودآگاه است (و در نتیجه تصحیح آن نیازمند خودانتقادی و دیگرانتقادی است) و بخشی هم معلول چارچوبهای فکریمان که باید به آن پرداخت.
الف. تنها