هر چه بگندد نمکش می زنند...
امروز یک ایمیل برای من آمده بود به نام سیتی آنژیو به جای آنژیو گرافی.
نام خود مطلب شرافت از دست رفته پزشکی هست از وبلاگ گاه نویسی های یک ذهن آشفته . این مطلب رو بخونید، مفید بود.
مادرم مشکل شست کج در هر دو پا داره که اسم پزشکی اش هالکوس والکوس یا بونیون هست.(اطلاعات مربوط به بیماری رو از اینجابخونین)
دقیقا نمیدونم چون دکتر گفته بود هالکوس والکوس اما توی اینترنت نوشته بونیون. به هر حال در این مشکل شست پا کم کم به سمت انگشتان دیگر پا خم میشه و استخوان کنارش مثل یه زائده بیرون میزنه. بسیار دردناکه و به خصوص هر کفشی رو نمیشه پوشید. این رو میدونم چون خودمم هم همین مشکل رو دارم.
در مورد مادرم یکی از پاهاش بدتر از دیگر بود و خیلی اذیتش میکرد. تصمیم گرفتیم به ارتوپد مراجعه کنیم. دکتر ایشون آقای یزدانی بودند که گفتند باید عمل بشه. وقتی از ایشون اطلاعات بیشتری خواستیم گفتند عمل بسیار ساده و سرپایی هست و به مادرم تاکید کردند که " خانوم سه روز بعدش برو سرکار"
خلاصه مادرم بستری و عمل شدند. عمل جراحی سه ساعت با بیهوشی کامل طول کشید و مادرم دو روز بعدش رو توی بیمارستان گذروند. سرتون رو با شرح رفتار پرسنل بیمارستان درد نمیارم که باید قصه حسین کرد شبستری تعریف کنم.
دکتر دو تامیله توی پای ایشون کار گذاشته بود مثل نیزه که قسمت کلفت اونها از سر انگشت شست بیرون زده بود و قسمت تیزش داخل پا به سمت کف پا بود. پای ایشون رو گچ گرفتن که شست و نوک میله ها از گچ بیرون بود. سه هفته تمام پای ایشون توی گچ بود و در این مدت با عصا حرکت میکردند. حرکت با عصا باعث میشد گاهی نوک میله ها به در و دیوار بخوره و باعث بشه بیشتر در پا فرو بره. میتونین دردش رو مجسم کنین؟ هر بار که این اتفاق میافتد مادرم از درد غش میکرد. حالا شاید بپرسید چرا راه میرفت؟ جواب اینکه که فکر نکنید مثلا میرفت خرید. میرفت دستشویی.
خلاصه بعد از دو سه بار ضربه خوردن گفتن احساس میکنم نوک میله از کف پام زده بیرون. ما هی گفتیم نه بابا مگه میشه؟ بلاخره بردیمشون پیش دکتر یزدانی. ایشون اول گفت امکان نداره بلاخره وقتی نگاه کرد دید بلعه نوک میله ها از کف پا زده بیرون. بعد هم در یک اقدام حرفه ای با انبردست توی اتاق گچ بدون امکانات و آلوده سر میله ها رو گرفتن و کمی به سمت بیرون کشیدن تا از کف پا بیاد بیرون.
فکر نکنم هرگز بتونم بفهمم مادرم چقدر درد کشید. رنگش عین گچ دیوار شد. بدون اغراق میگم. دقیقا سفید شد و غش کرد. دکتر هم خونسرد برگشت توی اتاقش. منم در حالیکه مثل بید میلرزیدم پریدم توی آبدارخانه و یه آب قند درست کردم و با بدبختی به ایشون که غش کرده بودند خوروندم.
خلاصه وقتی بعد از سه هفته دیگه گچ ها برداشته شد و میله ها به همون روش عالی و پیشرفته انبردست از پا بیرون اومد شاهکار دکتر معلوم شد. ایشون بند شست رو قطع کرده بودند. یعنی شست رو کنده بودن و دوباره چسبونده بودن به پا. سشت پای مادرم نه حس داره نه خم میشه. روی هواست. حالا دیگه شست کج نیست اما قطع شده. دیگه استخون پا درد نمیکنه اما کف پا که به جای شست وظیفه نگه داشتن تعادل بدن رو بر عهده گرفته متورم شده و دردناکه.
مادرم از ایشون شکایت کردن. جالبه که بار اول شکایت در کمیسیونی مطرح شد که خود این پزشک عضوش بود. بنابراین ادعای مادرم رد شد. اما ایشون مجددا پیگیری کردن و موضوع رو به جای اراک در تهران مطرح کردند که نهایتا آقای یزدانی به قصور پزشکی متهم شدند و پانصد هزار تومان به مادرم جریمه پرداخت کردند.
به نظر شما این جریمه جبران درد و رنج و نقص عضو رو میکنه؟
ایشون بدون اینکه کوچکترین توضیحی راجع به عمل یا عوارضش یا مدت زمانش یا اتفاقی که بعد از عمل برای پا میافته به بیمار بدن این کار رو کردن. شاید اگر میدونستیم هرگز این کار رو نمیکردیم. یا اگر قبول میکردیم دیگه براش آماده بودیم.
دو تا مورد دیگه هم ذکر میکنم
خاله من مشکوک به گرفتگی عروق قلب بود. مثل موردی که توی وبلاگ نوشته. ایشون تست ورزش دادند و گفتن باید آنژیو بشی. وسط آنژیو گرافی دکتر از خاله ام میپرسه یکی از رگهات ۸۰ درصد گرفته. بالن بزنم یا نه؟ اگه میخواهی ۵ میلیون میشه. فکرشو بکنین وسط کار آنژیو گرافی. خاله ام جواب میده : "دکتر نمیدونم. نمیتونم فکر کنم الان." دکتر میاد بیرون از شوهرش و مادرم میپرسه چیکار کنم ؟ بالن بزنم یا نه؟ زود تصمیم بگیرین. که بهش میگن عمل کن بابا پنج میلیون رو میریزیم به حساب.
یعنی این دکتر نمیتونه قبل از عمل برای بیمار توضیح بده که وقتی من دارم شما رو آنژیو میکنم ممکنه نیاز به بالن زدن باشه. اگر اینطور شد انجام بدم یا خیر؟ این درسته که وسط عمل جراحی اینکار رو بکنه؟حالا اگه طرف پولش آماده نباشه چی؟ باید بمیره؟ مادرم میگن همونجا یه خانواده دیگه گفتن نه. پول نداشتن.
دایی بنده هم بعد از تشخیص گرفتگی پنج تا از عروق قلبشون عمل قلب باز انجام دادند. حالا که بعد از عمل بازتوانی میرن، پزشک هایی که اونجا هستن و نتایج آزمایش رو نگاه میکنن میگن نیازی به عمل نداشتید شما...