شهلا و لاله عزیز، سلام، امروز روز شماست....
این روزها خیلی از جنبش های بدون خشونت میشنوم. تمایل به انسان متمدن بودن از یکطرف و ترس از عدم نتیجه با این روش در طرف دیگر مرا گیج کرده. از خودم می پرسم واقعا از این راه می شود حق را گرفت؟
نمیخواهم راجع به مسائل سیاسی روز دنیا حرف بزنم. چیز دیگری در مغزم می گذرد. من به زنان فکر میکنم. به زنانی که سالیان سال است مبارزه می کنند. من به زنان فکر میکنم، به بیشمار زنانی که قربانی شدند. من به زنان فکر میکنم... به شهلا و لاله...
من از خودم می پرسم چقدر جای مصالحه و رفتار متمدنانه در جامعه ای که تجاوز و قتل یک زن را به زنی دیگر نسبت میدهند، هست؟ اسمش را حسادت زنانه میگذارند و در حالیکه می خندند و تفریح میکنند، یک زن قربانی را قربانی زن قربانی دیگری میکنند. در حالیکه آن زن فریاد عشق به خیانت کار ترین مرد روی زمین و جلادش را سر می دهد به وی میخندند و طناب دار را به گردنش می اندازند.
از خودم می پرسم چرا هیچ کسی از آن مردک نپرسید؟ چرا هیچ کسی گناه او را ندید؟ چرا هیچ کسی او را اگر نه به خاطر قتل همسرش، که دست کم به خاطر کشتن روح و مقام همسرش، محاکمه نکرد؟
آنوقت به خودم میگویم کاشکی ما زنان در طول تاریخ، هر بارکتک میخوردیم با همان دیگ ها و کفگیرهایمان از خودمان دفاع کرده بودیم. آخر موجود درنده که زبان نمیفهمد. شاید اگر ما هم زده بودیمش در محدوده خودش میماند، آنوقت میشد کم کم با او حرف هم زد. کاش هر بار مکارانه خیانت کرده بود، ما خواهرانه یکدیگر را بخشیده بودیم و با هم یک حلق میشدیم و فریادمان را بر سر او می کشیدیم. اما افسوس که اگر اکنون تمام دیگ ها و کفیگرهای تاریخ را که باید بر سر مردان جفاکار می کوبیدیم، برداریم و بر سر ناصر محمدخانی بکوبیم، اگر امروز تمام روزهای سال را روز زن بخوانیم دیگر جبران جان آن دو زن را نخواهد کرد.
شهلا و لاله عزیز، سلام
شاید در دوران زندگیتان هیچگاه به روزی که به نام شما بود توجه نکرده بودید، شاید هشت مارس هیچگاه برایتان معنایی نداشت. میدانید آخر، این روز را به افتخار زنان کارگر مبارز نامگذاری کرده اند، اما کدام زنی در طول تاریخ تا به امروز بوده که نه کارگری بلکه بیگاری نکرده باشد؟ پس این روز، روز شما هم هست. شما که ظرف ها شستید، بدون دستمزد. غذاها پختید، بدون دستمزد. لباس ها شستید، بدون دستمزد. عشق ورزیدید، بدون پاسخ، فداکاری کردید، بدون پاسخ، کتک خوردید، بدون گناه. متهم شدید، بدون گناه. به صلابه کشیده شدید، بدون گناه. امروز روز شما هم هست. هیچ دقت کرده بودید؟ حالا هم دیر نشده، امروز روز شما هم هست. هنوز هم روز شماست. و من، امسال، آن را به خاطر شما گرامی میدارم.