امروز ساعت ۶ صبح در حالیکه بالشم رو میبوسیدم و به سان عزیزی از دست رفته بر مزارش اشک میفشوندم از رختخوابم جدا شدم و این دو جمله توی گوشم زنگ میزد که:

صحر خیز باش تا کامروا باشی[1]

برو کار میکن مگو چیست کـــــــــــــــــــــــــــــار                که سرمایه جاودانیست کـــــــــــــــــــــــــــــار

و توی دلم فحش های نازک[2] میدادم به گوینده و سراینده.

من یکی که اگه گربه‌ام[3] نباشه که ساعت 6 صبح بیاد شست پامو گاز بگیره 6 روز هفته رو خواب میمونم. به نظر من که اینا رو واسه زندگی کارمندی نگفتن. حالا همچین تنبلم نیستما. تا 8 بخوابم بسمه. از کجا معلوم که اگر ساعت 8 بلند شم کمتر کامیابم از کسی که 6 بلند میشه؟ چه منطقی میگه من اگه ساعت 6 با اشک و آه پاشم و نحس باشم بیشتر کامیابم از وقتی که ساعت 8 مثل آدم خوش و خرم بلند شم.

ضمنا ثابت شده که نیاز نیست آدم زیاد کار کنه، اونم کار کارمندی. یه جایی خوندم که تحقیقات نشون داده اگه نیاز مالی ندارین بیشتر از 5 ساعت در روز کار نکنین. اینایی که مامانشون[4] پولداره کار نمیکنن سرمایه جاودانی هم دارن.

بریزید دور عقاید کهنه رو آقا! دور و زمونه عوض شده. بیایین از هشت صبح پاشیم و تفریح کنیم فقط.



[1]  ماخذش رو هم میدونم، نرین بخونین بیاین موعظه کنین برام که دزدا کامروا بودن. اون تقلب بود قبول نیست.

[2]  فحش نازک فحشی است من در آوردی و خلق الساعه که به افراد معقول و محبوب داده میشود.

[3] ایشون هستن:

حنا

[4]  کی گفته همیشه باید پدرها پولدار باشن؟! برداریم این نگاه جنسیتی رو! اینم واسه این که مطلب به بخش فیمینیستی ساده بخوره.